- شهید دانش نبیلی – یاد دوستان شهید
- شهید معصوم درودی – همه ما یک نقطه ضعف داریم
- شهید یدالله تبیانیان – وصیت نامه
- شهيد احمد مختاري - اگر من نروم...
- شهید روح الله مومنیان قبل از شروع عملیات
- شهید علی بختیاری – یک گونی کنسرو بجای عراقی آورد!
- محرم در محرم (قسمت دوم)
- خاطرات سرتیپ جوادیان، فرمانده اسبق قرارگاه عملیاتی ارتش در غرب كشور
- اما این کجا و آن کجا؟
- شهيد احمد مختاري - اگر من نروم...

عده ای سرب و گلوله عده ای میلیارد هاهردوتا خوردند اما این کجا و آن کجا؟این یکی از سوز ترکش آن یکی هم در سوناهر دو می سوزند اما این کجا و آن کجا؟عده ای بر روی مین و عده ای بر بال قوهر شهدای مهدی شهر...
هر باری که به جبهه می رفت جلویش را می گرفتم با دلایل متعددی سعی می کردم او را از عزیمت به جبهه ها منصرف سازم ولی با جواب هایی که به دلایل و بهانه های من می داد از کار خود پشیمان می شدم. در یکی از شهدای مهدی شهر...
یکم فروردین ۱۳۳۷، در تهران چشم به جهان گشود. پدرش غلامحسین و مادرش زهرا نام داشت. دانشجو کارشناسی در رشته اقتصاد درس خواند. دانشجو و کارمند اداره تبلیغات و انتشارات مجلس بود. ازدواج کرد و شهدای مهدی شهر...